دانشجوی آتنا تایپی و مصائبش

بی حوصله ای که قرار بود 1.30 آنلاین باشه تا 2.30 منتظر بود و به چراغ اکتیو نااو اکانت دکتر نگاه میکرد و حرص میخورد بالاخره توی 5 دقیقه راه حل مشکل رو یافت و ظرف نیم ساعت جای خالی p و f رو پر کرد و با یه چشم غره ایمیلش کرد که فقط بررره دیگه

مشکل اینه که من اصرار دارم توی چهارچوب های خودساخته و خیلی درست خودم زندگی کنم و بدتر اینکه انتظار دارم همه مثل من فکر کنن ( همه منظورم انگشت شمار انسان هایی که باهاشون در ارتباط همیشگی یا مداومم) در واقع یه آتنا تایپم که اینجور وقتا رنج میبره

بدی دکتر اینه که از چهارچوب های من میرره بیرون

1. حرفشو عوض میکنه ( وویس همه جلسه هامونو دارم که یه چیزی میگه و جلسه بعدی میگه خانممم من کی گفتم اینو خودت حواست نیست )... 

2. بد قول و بی نظمه ( روزها منتظرم ایمیلشو چک کنه و وقت بده و ساعت ها انلاینم و اعلام آمادگی تماس نمیکنه) ...

3. کم کاری هاشو میندازه گردن دیگران ( خودش وقت کشی میکنه بمن میگه کند پیش میری اینجوری عقب میمونیا )

واقعا نمیتونم این وضعیت رو تاب بیارم اما وقتی با همکلاسیا دردودل میکنیم میبینم باز من یه کور سویی ارتباط دارم با اساتیدم بقیه کلا نه همو میبینن نه زنگ و ایمیلی !

من که تغییر نمیکنم فقط حرص میخورم و اینجا مبنویسم انگار قراره کسی به دکترم بگه کارت بده که این بچه رو اذیت میکنیاااا ولی خب آرومم میکنه نوشتن

و فقط میشه گفت " همیشه جای شکرش هست همه چیمون از اینکه هست میتونست بدترم باشه "

شاخص های بدون درجه آزادی

و امروز روزی بود که صبح به زور رفتم برای چک تیمارها و خسته و گرمازده برگشتم و عصر مشغول جمع و جور کردن آخرین فرمایشات دکتر بودم که یادم افتاد اووه چرا من ازش اون سوالو نپرسیدم آخه ! بیشتر فکر کردم دیدم نه که یادم رفته بود نه،  بلکه حسش نبود و فکر کردم بذار قطع کنه خودم درستش میکنم... بذار فقط بره ! ( چر ا آخه) (شاید چون از بس منتظرش میمونم و کلافه میشم وقتی کانکتیم دیگه نمیخوام باشه !) ( این دیگه چه ویروسیه از راهنمای انلاین گرفتم؟؟)...

انتهای شبم همچنان بی حوصله و از سر ناچاری بهش ایمیل زدم حالا خدا میدونه کی جواب میده و آیا بازم قرار جلسه آنلاین میذاره یا تایپی میگه چه گلی باید به سر P value و F شاخص هام بگیرم ؟ اصلا چ لزومی داره شاخص ها اینارو داشته باشه ؟ چرا توی مقاله بقیه واسه شاخصاشون نیست ؟ چرا فقط بمن میگه ؟ اون همه P value  و F حساب کردم بس نیست؟ شاخص های من همینجوری گویا هستن خب

اوف بر تغییرات ناخواسته هورمونا که روی کل زندگی آدم اثر منفی میذاره.. اصن حوصله دکترو ندارم  دلم میخواد هیچ P value ای تو دنیا نباشه ایشالا هیچ F ای به درجه آزادی نرسه کاش همه چی خودش معنی دار باشه 

میرم که بخوابم اصن 

تاییدات آنالیز های من

قرار بود یک هماهنگی کلی بین جداول آنالیزم ایجاد کنم و دکتر تایید کنه، 3 روز منتظر بودم برام وقت تعیین کنه که دیروز بالاخره ساعت 12 بمدت 10 دقیقه تماس جداول رو چک کرد و اوکی شد.

یک‌ساعت بعدش دوباره زنگ زد که آفلاین بودم پیام گذاشت و یه ایده ای داد بهم که بهش فکر کنم، اولش خوشم نیومد اما یه سرچ گرفتم دیدم خوبه ها ولی اجراش توی مقالم یکم زمان بره