بالاخره امروز دکتر ساعت 11 ظهر (تایم هواخوری اساتید)، بهم زنگ زد و مذاکراتمون رو شروع کردیم، اول خودش یه گزارش کار بهم داد از روند ادیت دوتا مقاله ای که فرستاده بودم و بعد راجع به مقالات فارسی جزئیات سوالاتمو بررسی کردیم

درست حدس زده بودم، فقط دکتر بود که میتونست انگیزه مو برای نگارش بالا بیاره و ذهنمو هل بده به جلو

درسته انضباط کاری مون باهم هماهنگ نیست اما مکمل هم هستیم توی مسیر مورد هدف یعنی پژوهش

یعنی قرار نیست دوتا آدم حتی برای یک هدف دقیقا مثل هم باشن و اصلا هم نیستن و نخواهد شد، مهم اینه یکی بتونه اونیکی رو به وقت لازم درست جمع و جور کنه و با هم بسمت هدف قدم بردارن

واقعا حس آرامش بهم برگشت و همینطور انگیزه نوشتن

واسه قبل عید قرار تحویل و تکمیل گذاشتیم

تلاشمو بکنم که از دکتر عقب نمونم، انشاالله بتونیم تا سال جدید سابمیت ها رو انجام بدیم