منو یادش نمیره

چند روز قبل در گیر و دار یک مسئله شخصی بودم و کلی فکرم مشغول بود و استرس داشتم که یهو دکتر توی واتس اپ پیام داد با این مضمون که:

از فلان روش برای اون ایده استفاده بشه ( همون ایده ای که توی آخرین جلسه حرفی ازش نزدم فکر کردم یادش رفته ) وااای مردم از خنده :)))))) و کلا استرس موضوع شخصیمو شست برد و کلی هم تعجب کردم که این موضوع توی ذهنش بود

یعنی توی اوقات فراغتش میشینه به ریز کاری های اضافه بر پروپوزال من فکر میکنه :))))

عین این بلاگرا انگار فقط داره تولید محتوا میکنه :))))

نه خداییش خوشم اومد دکتر؛ مرتبه استادی حلالت باشه، خوب منو یادته فقط دوست داری منتظرم بذاری وگرنه گیر دادنات به من سر جاشه :)))))

بحث ایده ها

دیروز دکتر توی واتس اپ گفت سوال داری 12 زنگ بزن، انگار نه انگار جلسه قبلو بی خبر لغو کرد

خلاصه 12 امروز برخلاف قبل که اول پیام میدادم بعد زنگ میزدم مستقیم تماس گرفتم و دکتر هم بلافاصله بعد از جواب دادن گفت تا شما فایلتو شییر کنی منم برم یه چایی بریزم بیام :))) 

در نهایت ایده هایی که داده بود رو توی این هفته معطلیم بررسی کردم از سه تاشون یکیش رو خوشم نیومد و حس میکنم غیر منطقیه و برای دفاعم دردسر میشه، لذا امروز حرفی ازون نزدم گویا استاد هم یادش نبود ولی در مورد دو ایده دیگه بحث خوبی کردیم و قرار شد پیاده کنم شون

تهش هم ازم تشکر کرد دو دفعه نمیدونم چرا

از امروز راضی بودیم دوتامون

ویندوز خسته و منه کفری

بعنوان روزی که دکتر رکورد خودشو در منتظر نگهداشتن آنلاین من زد اونم دو ساعت!! و علی رغم دوتا پیامی که فرستادم اصلا خبر نداد که برنامش چیه... این خاطره تلخم ثبت میکنم. 

چرا هر وقت یکم دور میشم از مطالعاتم بعدش که فایلا رو باز میکنم انگار تازه تحقیق رو شروع میکنم!؟ 

و عمل نکردن مرورگرام و آپ نشدن آنتی ویروسم و کند شدن سیستمم و سنگین بودن درایوها و... همگی مرا بر آن داشت که فردا ویندوز لپ‌تاپ هم یه ورژن ببرم بالا 

برای فردا هم قرار جلسه رو یادآوری نمیکنم چون میخوام به سیستمم برسم و یکم از رفتار زشت امروز دکتر دور باشم تا یکمی شاید دلخوریمو بشوره ببره