آخرین تولد آخرین مقطع دانشجویی
امسال آخرین دی ماه دانشجوییمه
سی و پنجمین سالی که از خدا عمر گرفتم
خیلی چیزا واسم عوض شده، خیلی تغییرات کردم، خیلی متفاوت تر از اولین تولدی هستم که چهار سال قبل دوره دانشجویی تو خوابگاه کنار بچههای واحد 2 گذروندم
خیلی بزرگ شدم و خیلی ها رو ترک کردم و قراره بکنم
روزای خاصی گذروندم، آدم عمیق تری شدم و البته کم حوصله تر
سی و پنج سالگی خیلی عجیب و غریبه و من پخته تر از سالهای گذشته واردش شدم
دیگه از خیلی از آدما، مسائل و دلخوری ها راحت میگذرم
دیگه محکم تر روی تصمیماتم پافشاری میکنم و قاطع تر و با عزت نفس ترم
دیگه تموم شدنا اذیتم نمیکنه، سکوت و تنهایی رو بیشتر دوست دارم، حال خوب و آرامش جمعی برام باارزش تر از خیلی از آدماست
چیزی که خوشحالترم میکنه اینه که وقتی به عقب نگاه میکنم از هیچکدوم از تصمیماتم پشیمون نیستم، بخاطر هیچ نشدنی ناراحت نیستم، من درست جایی هستم که باید باشم
سی و پنج سالگی دانشجویی من دوستت دارم
برام مملو از خوش شانسی باش لطفا